والنتاین ایرانی؟!
به یقین غربیان به اندازه ما، از آیینها و جشنهای ما چندان مطلع نیستند. اگر هم باشند، در بجا آوردنشان بیانگیزهاند و با ما هماهنگ نیستند؛ اما ما ایرانیان از جشن والنتاین خوب آگاهیم و بالاتر از آن، بجایش میآوریم!
نمیدانم نسبت به کدام گروه متأسف باشم!
در سوگ کبوتري که پر کشيد!
و جسم تو در خاک شد! فردا که به ديدارت ميآيم نه از آکواريوم شيشهاي خبري هست و نه آن همه دم و دستگاه که از آن نفس ميکشيدي و غذا ميخوردي!
فردا اما به سراغ تختي خواهم رفت که بيست و پنج سال، درست يک ربع قرن، بر رويش زندگي کردي و ذکر خدا گفتي! ضريح پايههايش را زيارتگاهم خواهم کرد! نيز فردا و فرداهايي، اگر باشد، خواهم آمد و براي صدازدنت، سنگ قبرت را دقالباب خواهم کرد!
ساره ميگفت: تشييعات با شکوه بودهاست! همهي خوب و بدهايي که آقدايي محمد را ميشناختند، آمده بودند. فکرش را ميکردي، تشييعات از تولد و عروسيات با شکوهتر بشود ننهجان؟ تو آن روز که انسان به دنيا آمدي، نميدانستي روزي فرشتهاي خواهي شد و شدي! فردا که به سراغت ميآيم، به همان خاطر است، نه خويشاونديمان...
راستی سلام ما را به بابابزرگ و دایی محمد رساندی؟ عزیزم! میدانی با رفتنت چند مادر را داغدار کردی؟ ننهجان! روز مادر مبارکت باد!...
کبوتری در انتظار پرواز (۳)
هنوز در خاک نشدهای! هنوز تن رنجدیدهی بیمارت را بدون دقالباب سنگ، میتوان زیارت کرد. کبوتر بالشکستهای میمانی که بر روی ایوان خانه نشستهای و هوای پرواز داری، بال بال میزنی و دل را به درد میآوری؛ اما بودنت برای ما دفتر کهنهی خاطراتی است که هنوز پایان نیافته است. هرچند دیگران میگویند از این پس زنده هم باشی، باقی صفحات دفترت سفید خواهد ماند، بهجز نواختن قلبت که هنوز میتپد.
عزیزکم! ناامید نباش! در این وقت باقیمانده، دفترت سفید و بیرنگ نخواهندماند، اگر به قلبت، فقط به قلبت بگویی: بتپد! چراکه تپش قلبت با این همه ضعف و رنج، حماسهای است. داستان حماسهات را وارثانات خواهند نوشت... آه! تو آیا در این روزگار وارثی هم داری؟ بگذریم! بیاییم در این روزهای واپسین، حرفهای غمناک نزنیم!
عزیزم! بهخاطر ما بمان که دوستت داریم و برایمان بهانهی بهشت هستی؛ اما بهخاطر خودت برو! اینجا کالایی جز رنج نیست و سبدهای عشق خالی هست!
فرشتهام! بروی یا بمانی، پیروزی! چرا که خوب بودهای؛ بخصوص نیمهی دوم عمرت که پاک و کودکانه زیستهای!...
کبوتري در انتظار پرواز (2)
همان ظهر، بار سفر را بستم و روز بعد به ديدارش پيوستم. در بخش آي.سي.يو جايي مثل آکواريوم گذاشته بودندش. از پشت صفحه نمايشگر به تماشايش نشستم. به پهلو آرام خوابيده بود و به سختي نفس ميکشيد. پزشکان ميگفتند تنش درد بسيار دارد، اما نگاهش ميکردي به ظاهر آرام بود، چرا که ناي ناله کشيدن هم نداشت!
در چشمهايم، اشک حايل ميشود. وقتي نميتوانم نظارهگر شوم، پس بيرون ميروم. خالهطيبه از راه ميرسد. چشمش به چشمهايم ميافتند. ميگريد و به سراغم ميآيد: براي عيادتش آمدهاي؟ ديدي چه شده؟ و هق هق در آغوشم ميگريد!
حق دارد! شمردن نفسهاي ماهي کوچکي در تنگ کمآبي، ديدن تپشهاي واپسين قلب کوچکي در آستانه مرگ، سخت است!
عزيزکم من اينجا هستم در همين چند قدميات! به من بگو برايت چه کنم؟ از من چه کاري ساختهاست؟ نوشدارويت چيست؟ دواي دردت با کيست؟ ميخواهي دعايت کنم؟ اينان در گوشم ميگويند از خدا بخواه هرچه زودتر مرگش بدهد! اينکه نفرين است! تو چه شدهاي که اين نفرين، دعايت شده است؟
ميدانم درد ميکشي؛ باشد، دعایت میکنم و نوشدارویت میدهم! فقط اين روزها يا ساعات آخر برخيز، نگاه کن و لبخند بزن!
کبوتری در انتظار پرواز (۱)
امروز را بهخاطر فوت آيت الله فاضل لنکراني تعطيل کرده بودند. هنوز ظهر نشده بود که ساره زنگ زد و از حال بد فرشتهکوچولو خبر داد. او را به بخش ويژهاش بردهبودند. ساره ميگفت: پزشکان ديگر جوابش کردهاند. کوچکتر از هميشه شده است، مثل مشت خاکي که ميخواهند به خاکش بسپارند.
که ميداند اين تن نحيف و کوچک از آنِ فرشتهاي بزرگ است که عمري را به ذکر خدا گذرانده است و آزارش هم به مورچهاي نرسيده است که خيرش به خيليها رسيده است؟ که ميفهمد که دو فرشته، دو سفرکردهي ديگر در انتظارش هستند؟ مدتهاست، آري مدتهاست... .
عزيزکم نرو! اگه هم رفتني هستي پس زودتر برو! تنها يادت باشد هرموقع که رفتي، به ايشان و به شکوفهها به باران، برسان سلام ما را!
گزارش و تحليلي کوتاه از نتيجهي مبارزه با بدحجابي

«برخوردهاي ارشادي» اين روزها به جاي کلام و ادبيات آرام، به برخي دستگيريها و بازداشتها تبديل شده است. زنان و دختران جواني که در هريک از خيابانهاي تهران تردد ميکنند بايد منتظر زنان و مردان پليسي باشند که در خوشبينانهترين حالت بدون هيچ توضيحي کارت شناسايي خواسته، تذکر کتبي را در پرونده آنها ثبت کنند! اما اگر اتفاق خوشايندي در پيش نباشد، زنان و دختران بدون آنکه فرصتي براي توضيح داشته باشند با برخورد جدي مأموران زن پليس به اتوبوسهايي هدايت ميشوند که در مدت چند دقيقه پر از سرنشين شده و به مقرهاي نيروي انتظامي منتقل ميشوند. مأموران نيروي انتظامي بدون آنکه همه آن اهدافي را که فرمانده نيروي انتظامي پيش از اين بدان اشاره ميکرد و راهي براي اصلاح و هدايت جوانان ميدانست، بدون اجازه اجراي حکم در تماس با خانوادههاي دستگيرشدگان، جريمه نقدي و لباس مناسب ميخواهند تا پس از آنکه با آن رفتار «ارشادي» فرزندان پايتخت را هدايت کرده، با اخذ جريمه و تعهد کتبي آزادشان کنند!
اين روزها، زنان و دختراني كه هر روز با آن حجاب سوار بر خودروهاي خود و يا تاكسي و اتوبوس به محل كار خود ميرفتند، خريد و يا تفريح ميكردند، برخلاف همه گفتههاي فرمانده، مجرماني شناخته شده، با آنها به گونهاي ديگر برخورد ميشود: اين روزها معناي «ارشاد» تغيير كرده است! 1
تحليل سردار رادان
ایشان طبق مصاحبهای با خبرگزاری فارس ابراز داشتهاند: دادههاي يك بررسي جامعه كه در دو روز گذشته انجام شده است، نشان داده است كه در مدت اجراي طرح امنيت اخلاقي و اجتماعي احساس امنيت رواني و اجتماعي مردم در حال افزايش است و ۸۷ درصد شهروندان نيز از شروع طرح ابراز رضايت كردهاند و خواستار ادامه آن شدهاند، كه اين موضوع تصميم پليس براي مبارزه به عوامل مخل امنيت اخلاقي و منزلت اجتماعي را تقويت كرده است.
هم اكنون پليس براي منزلت اجتماعي در رديف سه گروه اول جامعه است و مشاهدات و بررسيهاي همكاران ما در خيابانها و اماكن عمومي نشان داده است كه با اجراي طرح امنيت اجتماعي تعداد افراد بدپوشش در آن اماكن به شدت كاهش يافته است و اين موضوع نشان ميدهد كه هر چهار هدف ما در حال محقق شدن هستند.
ما براي اجراي روشهاي خود از نظرات تعدادي از علما، صاحب نظران و اساتيد جامعهشناس، روانشناس و تعدادي از كارشناسان خبره فرهنگي كشور بهره گرفتهايم و به همين دليل در صحت و اثر بخشي روشهاي خود ترديدي نداريم. 2
***
سخني در تأييد آمار جناب سردار
بي آنکه خواسته باشم به آمار ارائه شده از جانب سردار طعني زده يا زير سؤالش برده باشم، با تأکيد، تأييدش میکنم. حتا معتقدم آمار 87 درصدي شايد بيشتر هم باشد. فقط در يک مورد با جناب سردار همعقيده نيستم، آنهم انگيزه و علت رضايت شهروندان از ادامه اين طرح است.

مسماْ آمار شهرونداني که بدحجاب تلقي ميشوند، در پايتخت بيش از ۸۰درصد است، پس ميتوان نتيجه گرفت درصد عمده موافقان با ادامه طرح مبارزه با بدحجابي، خود بدحجاباناند! همانهايي که از اين شيوه آزردهاند اما در قبال هزينههايي که پرداخت کردهاند به دنبال نتيجهاي سرنوشتساز براي خود و جامعهشان هستند: شايد انقلاب و شورشي!
آن درصد ناچيز مخالفان با این شیوه هم عبارتند از امثال رياست قوه قضائيه که خواستار ادامه نظام هستند و عقلاي درون نظام!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. برگرفته از گزارش روزنامه اعتماد ملي
۲. به نقل از خبرگزاري فارس
لينکهای مرتبط
صحبتهای تبلیغاتی احمدینژاد درباره لباس و حجاب، پيش از رياست جمهوري!
برخورد مهروزانه و ارشادگونهي نيروي انتظامي با يکي از بدحجابان
سال شعار وحدت ملی بر همگان مبارک باد!

پشت پرده تصاویر:
اکبرشاه و سیدمحمدخان، خانان والا: مطابق امر خان خانان، وحدت مینُماییم!
محمود خان، خان ده سفلی: شماها غِلللللللللللللللط میکِنین! اول بذااااااااااااااااارین من یِی چییییییییییزی بگم بهتان، بعد به هم وحدت میکِنیم. من مییییییییگما، تو این 27سال گِذَیشته، هیییییییییییییییییشکی هییییییییییییییییییییییییچ کاری نکرده، به جز من!
حداد خان، خان ده وسطا: محمودخان! تمنا مینمایم اینقدر معاملهتان را با دو خان والا به هم نزنید!
محمودخان: بروووووو بینم! اگه نذاری حرفمو بزنم، به فاطمه بیگم رجبی میییییییییگم حسابتو برسه!
جشن نوروز ۸۶
در مجلس:

ريیس مجلس: آقا بيا وسط؛ آه...آه! دست... دستدست

وقتي آقايون رفتن وسط، شماها همينجا ميشينيد صداتونم در نمياد! اگه هم احساساتي شدين برين نمازخونه بخش خواهرا، اونجا دستدست کنين!
هيأت مؤتلفه:

- حاجآقا بفرماييد وسط
- به جون آقام عسکراولادي ديگه بريدم، از همينجا چشمبسته، بندري ميزنم ميام وسط

همراه با سپاه پاسداران و وزارت {فرهنگ و} ارشاد
در قوه قضائيه:

مرتضوي: عزيز بشين کنارم، ز عشقت بيقرارم، واست چايي ميارم، به خدا دوست ميدارم...!
بين اقشار مختلف:

توصيه ايمني اول: پول نفت رو همين روز اولي، خرج نکنين

توصيه ايمني دوم: اگه به هردليلي از وضعیت موجود راضي نبودین، از روش گوسفنددرماني استفاده کنين و حالشو ببرين
مراسم ساگرد احمدخمينی

بعد از فوت احمدخمینی، شایعه شد مقدمات مرگ او با دخالت و خواست هاشمیرفسنجانی بوده؛ اگه این مطلب درست باشه، نشون میده هاشمی از اون کار زشت، شدیداً پشیمونه!

خاتمی: کجا جیگر؟ واستا این وسط، منو حداد کارت داریم!
عسکراولادی: هه هه هه هه موش بخوردت لیبرال! بابا اربعینه دست بردارین! جلو این جمع ما رو تابلو نکنین، دیگه سنّی از ما گذشته...!
حداد: شما دوتا هم فقط بلدین معاملهتونو به هم بزنید!

ورود آیت الله خامنهای (خاتمی: خودمونیما، تعظیممون مثل حرکات موزون کردی شد، حیف! یه دستمال کم داره...)
ورود هاشمی

مسئوليت طرح اين کاريکاتور با نيکآهنگ کوثر است، اين وبلاگ هيچگونه مسئوليتي را نميپذيرد!!
چه خبر؟
انتقاد هاشمی از دولت احمدینژاد
انتقاد هاشمی به دلیل افزایش تخلفات دولت بود
انتقاد افروغ از تاخیر هاشمی در نقد دولت
الهام: احمدینژاد دارد شکوفا میشود!
← صفحه بعد
نظرات ()
